امشب خيلی داغونم. خيلی کلافه. دليلشم اونقدر قرص و محکمه که نميتونم اينجا بنويسم. نمی دونم... شايد... افسوس... وای...

خسته ام...

/ 2 نظر / 2 بازدید
م.فریاد

سلام دوست عزیز...چند تا از نوشته های وبلاگت رو خوندم...کاملا احساست و خستگیت رو میتونم درک کنم چون پیش از اینها به این حالتها دچار بودم...به نظرم خیلی خوبه که اینجا صادقانه مینویسی چون لا اقل آدمو سبک میکنه.

mahsa

سلام...يعنی وبلاگم بده ديگه (گريه)...مرسی........