صدا

صدا (شعری از ناظم حکمت)

چانه‌ات را میان دستانت گذاشته

غرق دیوار مشو

چانه‌ات را میان دستانت مگذار!

بلند شو

و از پنجره بیرون را نگاه کن:

بیرون

همچون شب‌های دریای جنوب زیباست

و موج‌ها تا پنجره‌ات می‌رسند.

بیا!

هوا را گوش فرا ده

هوا راهی‌ست برای صدا

و  سرشار از  آن!

با صدای

خاک، آب، ستاره‌ها

و صدای ما

به سوی پنجره بیا!

هوا را گوش فرا ده؛

صدای ما پیش توست

صدای ما با توست...

 

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
م م زروان

بلند می شوم وبلند می مانم ودستانم راکشان کشان بر پیشانی دیوار هدیه می کنم اما غرقش نخواهم شد

فائزه

ممنونم به خاطر ترجمه شعر یک شاعر بزرگ. حکمت و شعرهاشو خیلی دوست دارم[لبخند]

بنفش

خودت آدم بزرگی هستی که می توانی کارهای بزرگی انجام بدی.دست درد نکند ترجمه عالی بود.

گابو منم

تعجب میکنم شعر ناظم و گذاشتی ناظم خیلی انقلابی بود اما تو حتی بهش اعتقاد نداری(به انقلاب)

گابو منم

منم تعجب میکنم نمیدونم از کی به نقد کردن مسخره کردن گفتن دیگه نه نقد میکنم نه نظر میدم تا احساس نکنی من جسارت میکنم. واقعا وحشتناک سنتی و اخلاق گرا شدی هیچی نمی تونم بگم برم سرم به کار خودم باشه بهتره.