تعصب

اسلحه را روی شقیقه‌اش گذاشت و فریاد زد: چرا این کارو با من کردی مادر قحبه، می‌کشمت.

می‌خواست بگوید به مادرم فحش نده، ولی قبل از این‌که لب باز کند،‌ شلیک کرد...

/ 3 نظر / 4 بازدید
داداشی کولی ی تو

باران جان صحیح جمله ی دوم ات :می‌خواست بگوید به مادرم فحش نده، ولی قبل از این‌که لب باز کند،‌ او شلیک کرده بود.../// طرح زیبایی بود ... خوش ام امد

داداشی کولی ی تو

بابا هنوز تیغ سانسورت رو برنداشتی عزیز ؟ ژس چه گونه می خواهی بزرگان قوم ! چنین کنند ؟

گابو منم

جان خودت راستشو بگو تو این داستانت می خواستی چی بگی خوب اگه اینو می گفت چی می شد تازه گفته چی شده. سنتییییییییییییییییییییییییییییییییییی خیلی خیلی سنتییییییییییییییییییی شدی