سرزمین سریال‌ها یا چطور شد که هیچ وقت بازیگر سریال‌ تلویزیونی نشدم!

      در جایی که اکنون زندگی می‌کنم به اندازه‌ی تمام جاهایی که قبلا زندگی کرده‌ایم و تمام جاهایی که همه‌ی دوستانمان زندگی کرده‌اند و تمام پدر و مادر و آبا و اجدادمان زندگی کرده‌اند، سریال تلویزیونی ساخته می‌شود. یعنی تقریبا هر آن‌چه در تصور آدمی _ خصوصا آدمی نویسنده _ می‌گنجد این زمینه را دارد که به سریال تبدیل شود. اما یک مشکل اساسی که مدت‌هاست دامنگیر همه‌ی کسانی است که همسرانشان به نوعی با بازیگری در سریال‌های تلویزیونی در ارتباط هستند این است که هر لحظه احتمال دارد زنی شوهرش را به خاطر بازی در فلان سریال از دست دهد و یا مردی زنش را به خاطر بازی در بهمان سریال از دست دهد. این بازیگری‌ها البته می‌تواند ساده هم باشد. مثلا در جایی که من زندگی می‌کنم لازم نیست آدم خیلی مشهور باشد تا تلویزیون‌ها و برنامه‌های ماگازین آخر هفته در موردش ساعت‌ها برنامه داشته باشند، بکله مثلا اگر در یک مصاحبه‌ی خیابانی خیلی کوتاه جواب سوال «نظرتان در مورد افرایش قیمت نفت چیست؟» حاوی دو فحش رکیک «بیب‌دار» به پسرخاله‌ی رئیس جمهور جایی باشد که من الان در آن زندگی می‌کنم، قابلیت مشهور شدن را دارا خواهی بود و به احتمال بسیار زیاد دو روز بعد از آن مصاحبه، یکی از کانال‌های تلویزیونی پیشنهاد ساخت برنامه‌ای را با موضوع دلخواه به شما خواهد داد.

برگردیم به موضوع سریال‌ها. در جایی که من زندگی می‌کنم هر هفته هنرمندان بسیاری به خاطر این‌که به شدت درگیر بازی در سریال‌هایشان هستند، مجبور می‌شوند از همسرانشان جدا شده و با هم‌بازی خود در همان سریال مزبور ازدواج می‌کنند. البته هم‌بازی معروف این هنرمندان معروف هم به همان دلیل مذکور مجبور به گرفتن طلاق از همسرش می‌شود و در همان حال مجبور به ازدواج با هم‌بازی‌اش می‌باشد. این جریان تا زمانی که بازیگری این هنرمندان در سریال‌ها ‌ادامه داشته باشد و قدرت بییییییب‌شان هم‌چنان پابرجا باشد، ادامه پیدا خواهد کرد و مرگ نابهنگام هر یک از این هنرمندان باعث نابودی شاهکارهایشان شود.

در این راستا و به دلیل بروز این مشکلات، یکی از مسئولین پخش سریال‌های تلویزیونی در جایی که من زندگی می‌کنم اعلام کرد که دختران و پسران جوان یکی از شرایط ازدواج خود را این‌گونه اعلام کرده‌اند که همسر آینده‌شان نباید هنرمند و خصوصا هنرمند بازیگر سریال‌های تلویزیونی باشد و این مسئله مسبب اصلی رشد سن ازدواج در جایی شده است که من در آن زندگی می‌کنم. کارشناسان اعلام کرده‌اند که اگر مسائل به این ترتیب ادامه پیدا کنند، در آینده‌ی نه چندان دور تمامی کسانی که به نوعی با تلویزیون در ارتباط هستند ـ حتی آنان که احتمال دارد با یک مصاحبه‌ی خیابانی کوتاه روبرو بمانند ـ از ازدواج خودداری می‌کنند و این امر احتمال دارد به مرور زمان باعث نابودی نسل بشر بشود و از سوی دیگر هنر را در جامعه‌ ریشه کن نماید.

/ 3 نظر / 4 بازدید

[ناراحت][ناراحت][تایید][تایید]

رها

راستی چرا نگفتی در جایی که تو زندگی میکنی مردان و زنان به سازندگان برنامه های تلوزیونی پول میدن که همسراشون رو با دوربین مخفی تعقیب کنن که ببینن با کی رابطه پنهانی دارن ؟