بوی کف دست

_ می گوید: بابا بی خیال، فکر نکنم دیگه فایده داشته باشه.

_ می گوید: یعنی فقط...

حرفش را قطع می‌کند. می‌گوید: بسه دیگه تو رو خدا، نمی‌خوام دیگه از این حرفا بشنوم.

می‌گوید: می‌خوای کجا بری؟

می‌گوید: چه می‌دونم راست شکمم رو می‌گیرم و دیگه...

آهی می‌کشد و می‌گوید: دیگه خدا می‌دونه.

می‌گوید: آره دیگه، کف دستمو که بو نکرده بودم...

پ.ن:

من و مست و تو دیوانه ما را که برد خانه؟
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هوشیار نمی بینم
هر یک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه

/ 6 نظر / 35 بازدید

[گل]

گابو منمممممممممم

سلام چطوری انور جان به نظر من این می گویم و این می گوید و کنار بذار و پاک کن. انور جان واقعا امروز درک کردم که واقعا عاشقت هستم و چه وحشیانه دوستت دارم و اگر عاشق جنس مخالف هم شوم مث تو نمی شه........ دوست دارم عشق من

فائزه

من می خونما ولی راستش درباره این داستانای کوتاه چیزی به ذهنم نمی رسه بگم!

ساهی

سلاو جوان بوو دستت خوش

افیون توده

وبلایگی برای شرایطی که در آن هستیم و ضعف ها را به شیوه ی طنز نقد میکند سر بزن و نظر بده

رضا عابدین زاده

اگر تو بخواهی دور می ایستم چون آخرین چراغ خیابان اما روشن! ... سلام با خبر چاپ کتاب دوم «علی شفیعی» شاعر توانمند خراسانی به روزم و منتظر