می‌ترسم!

جوانیم را هیچ‌کس نمی‌داند

ریشم بوی کودکی می‌دهد

و از دهانم

نور ماه بیرون می‌ریزد.

از روزی که کاپشنم را آویزان باران‌ها کرده‌ام

شعرهای خطرناک می‌خوانم... (بشنوید)

پ.ن:

1- سیگار را ترک کردم. فردا پنجمین روز است. (شاید به خاطر هیچ، شاید هم می‌خواهم کمی بیشتر زنده بمانم. هفت یا هشت روز دیگر، ده سال از اولین سیگاری که کشیدم می‌گذرد.)

2- این وقت شب چرا اینقدر دلم گرفته است؟!

3- سیگار را ترک کردم. سیگار را ترک. سیگار را. سیگار!

 

/ 6 نظر / 2 بازدید
صادق

[لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند] درود بر شما سالاری

صادق

[گل][گل][گل][گل][گل] چه کار بزرگی احسنت

گابو

ببخشید اینو میگم اما مسخره ترین کاری هست که فکرش را بکنم.بیشتر زنده بمانم[قهقهه].به نظر من دوباره شروع کن

زروان

برداشت من با بقیه یه مقداری فرق می کنه.. من بیشتر مجذوب شعرت شدم .خیلی شاعرانه گیجم کردی.....در حالی که از دهانت نور ماه بیرون می ریخت[گل][گل][گل]

باران

زروان عزیز فکر کنم اشتباهی رخ داده است. در ادامه‌ی شعر لینکی تحت عنوان (بشنوید) گذاشته‌ام. این شعر شعر من نیست، شعر ترانه‌ای از احمد کایاست که لینک آن ترانه را هم گذاشته‌ام. با عرض معذرت...