جوش

از صبح تا حالا نشسته است جلوی آینه و با این جوش ور می ره. از آن آدم هایی است که وقتی صورتشان جوش در می آورد احساس حقارت می کنند. در را که باز می کنم صدایم می کند. بی آنکه چیزی بگویم نگاهش می کنم. سرش را به آینه نزدیک کرده و مشغول است. بی آنکه نگاهم کند می گوید:"پماد یادت نره." سکوت می کنم. خارج می شوم و در را پشت سرم می بندم. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

می دانم که یادم نمی رود. اعصابم خورد است. قبلاها طوری نشان می داد که این مسائل برایش بی اهمیت هستند. شاید به خاطر من بود. نمی دانم، شاید حالا هم به خاطر من است.

عصر که بر می گردم پماد را بهش می دهم. می گوید:"وای تو هم خریدی؟ کاش مثل همیشه یادت می رفت. من خودم خریدمش..."

 

/ 30 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شيرين

نميدونم شما آدم متعصبي هستيد يا آدم منطقي...ولي سعي كنيم بي طرفانه قضاوت كنيم ببينيد اگه يه سري مسائل پيش مياد كه در نظرتون غير منطقي و نادرسته بايد اول دنبال چرايي اون بگرديم نه اينكه بدون تحقيق اون رو نپذيريم. يه مطلب ديگه اي هم هست...كه قرآن و ائمه بايد در كنار هم قرار بگيرن و پاسخ گو باشن ، كه اون ها خود قرآن رو به طور عملي در زندگيشون پياده كردن...وقتي به روحِ بزرگ علي نگاه كني، وقتي عدل علي حتي حامي حق يك زن يهودي هم هست... چه طور ميشه گفت كه خدا عادل نيست؟ آيا وقتي زندگي و طرز برخورد علي با همسرش رو ميبينيد بازهم از مرد بودن خودتون شرمنده ميشيد؟ اگه زن ومنزلتش رو در تاريخِ پيش از اسلام ( چه در غرب وچه در شرق) با زن بعد از اسلام مقايسه كنيد متوجه تفاوت بين اين دو ميشيد. گفتيد كه همه آثار شريعتي رو مطالعه كرديد. اگر اشتباه نكنم توي كتاب "فاطمه، فاطمه است" بود كه خيلي دقيق اين مقايسه رو انجام داده.

شيرين

لا الله اندر پي الا الله است////همچو ؛لا؛ ما هم به الا ميرويم!

شيرين

در مورد"شك" هم بايد بگم، اصلا معني اسلام همينه///"يقين" بعد از شك..."تسليم" پس از "عصيان"! لاالله الا الله هم كه همه اصل اسلامه با "نه" آغاز ميشه... به قول مولانا: لا الله اندر پي الا الله است همچو "لا" ما هم به"الا" ميرويم

شيرين

...اولين باري بود كسي من رو "خانم مسلمان" خطاب ميكرد...كه اسلاممون هم همچون زندگي..."سرِ طاقچه ي «عادت»" از ياد رفته

شيرين

يه مطلبي رو توي اسلام شناسي خوندم...كه خوبه اينجا مطرح بشه... مسئله اين است كه نبايد قرآن را به "راي" تفسير كنيم. "راي" يعني چه؟ يعني افكار و عقايد و افكار قبليمان ،اول به فلان نظريه علمي و، فيزيكي و شيميايي، فقهي ، فرقه اي و ...معتقديم ، بعد ميرويم در قرآن دنبال اثبات عقيده و راي قبليمان ميگرديم! پس چگونه باشيم؟ عقلي شسته از همه آراء قبلي و از همه عقايد قبلي كه وراثت و...به ما تحميل كرده ، به عنوان يك ذهن ورزيده، هوشيار و با بينشي منطقي و عقلي ، قدرتمند و بيدار و معني شكاف اما بي تعصب و تعهد اثبات يك نظريه قبلي ، برود و در قرآن تحقيق كند

جودی

باران خیلی تنبل شدی در مورد وبلاگت هرچند بهت حق می دم ذهنت درگیر نوشتن یک داستان بود

باران

آره جودی. تو راست می گی. خيلي تنبل شدم. به کام کيست به نظر تو اين زندگی؟

امیر

ببخشيد من اين بار سعی ميکنم برات از بازار يه واکس بخرم و بيارم...