اتحاد

زندگی همچنان که می رود٬ ما را تهیدست تر و تنها تر می کند.

دست به دست هم داده اند که به گه بکشونن این زندگی وامونده رو! بابا به خدا منمم آدمم...

پ.ن: و این داستان که فعلا به جای نوشتنش٬‌  زندگی اش می کنم٬ همچنان ادامه دارد...

/ 9 نظر / 4 بازدید
شب نويس

باران اگر پی نوشت رو بچسبونی به بقيه اش و بنويسی پی نوشت و نه پ.ن اونوقت ميشه يکی از بهتين مينيمالهايی که تا حالا خوندم. طنزشم نقش مته رو بازی ميکنه. ناراحت نشو در کل فهميدم در چه حالی.

بارانی! پس تو این وسط چی کار میکنی؟! دستاشونو کوتاه کن از زندگیت... لطفن اسمم رو ننوشتم برای اینکه میدونم برای شناختن من نیازی به اسمم نداری و اینکه دوست نداشتم اسمم رو بنویسم. مواظب خودت باش!

داداشی ات : کولی

پ.ن: همچنان دست به دست زندگی اش می کنم٬ به جای هم گه داده اند که ادامه دارد ...داستان خدا فعلا و این زندگی آدم ک...ه بکشونن به نوشتنش٬ این وامونده رو! بابا به ... منم -- کلمات خودت رو ورداشتم و پس وپیش کردم شاید به درک کامل حس ات برسم -- یه شوخی تلخ ‌

فائزه

خوب زندگيتو بردار و فرار کن مثل باران... اميدوارم موفق بشی يعنی می دونم که موفق می شی!

مهرک

هیجده شهریور سالگرد ازدواج خواهرمه. وقتی زنگ زدم و بهش تبریک گفتم برگشت گفت: مهرک لطف کن به خاطر بزرگترین حماقت زندگیم بهم تبریک نگو. اسم پست عالی بود باران. هر وقت خیلی حالت خراب شد یه نگاهی به دور و اطرفت بنداز.

اواز ماه

ای ول ميشه گفت داستان زندگيه هممون شده يا حداقل خيليامون.......... ولی ما که ادميم...راه اينم پيدا ميکنيم

آنی

دارم به این جمله | کم هم زیاد است| فکر میکنم. باورت میشه؟ زندگیم داره احیا میشه. باید خودتو پرت کنی بیرون. دست و پا زدن بی فایده است. تو حیفی...