جنش سبز، حرکتی در امتداد بی _ راهگی

بی‌گمان قرار نبود در روز بیست و دو بهمن اتفاقی بیفتد و جز معتقدان به معجزه و باورمندان به مردان آهنین جنبش سبز کسی انتظار نداشت که تاج حاکمیت حکومت دست نشانده‌ی احمدی نژاد از سرش بیفتد و مردم ایران بعد از سی و یک سال بار دیگر بدون هیچ پشتوانه‌ی ایدئولوژیکی و فکری و بدون حضور هیچ رهبری برای جنبش کارتونی سبز پیروزی را جشن بگیرند. انقلاب؛ به جز فشارها و بازداشت‌ها و اعدام‌ها و سرکوب‌ها و استثمار و دست‌نشاندگی اقتدار فعلی و سرسپردگی حکومت به ولایت مطلقه فقیه نیازمندی موارد دیگری هست که جنبش سبز فاقد همه‌ی آن‌ها بود.

هشت ماه گذشته (از بیست و دو خرداد تا بیست و دوم بهمن) نشان داد که سران جنبش سبز _ از سران داخلی جنبش سبز اعم از موسوی و کروبی و خاتمی گرفته تا سران خارج از کشور،‌ نبوی‌ها و سازگاراها و ... _ هیچ برنامه‌ و سازماندهی‌ای برای جنبش خودجوش مردمی ندارد و همیشه پشت سر مردم حرکت کرده‌اند. آنان مدام در انتظار مناسبت‌ها و سالگردهای حکومتی و دینی هستند و فارغ از این مسائل حرفی برای گفتن نداشته و ندارند. رهبران داخلی هنوز تکلیفشان را با ولایت فقیه مشخص نکرده‌اند و وقتی عمیقن به مسئله نگاه می‌اندازیم در می‌یابیم که هنوز از معیارها و ارزش‌های جمهوری اسلامی ایران قدم به آن‌سوتر ننهاده‌اند و معلوم نیست که جانبدار کدام سوی این رویداد هستند که هنوز ار مردم می‌خواهند شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" و "الله و اکبر" سردهند. از دیگر سو سران خارجی جنبش؛ ناآگاه از شرایط کنونی ایران، از پشت پنجره‌های بسته فریاد حمله سر‌  می‌دهند تا هر روز بر تعداد روزنامه‌نگاران بازداشتی، اعدامی‌ها و خون‌ریزی‌ جوانان آگاه و نا‌آگاه جامعه افزوده شود.

بیست و دوم بهمن امسال یک مسئله بسیار حائز اهمیت را به رهبران و مدعیان در میدان سیاست گوشزد کرد: آنچه در طول این هشت ماه اتفاق افتاد نه از کارآمدن بودن رهبران، که نتیجه اعتراضات و آتشفشان درون ایران بود. و افسوس آن‌چه باعث شد ما نیز تا حدودی به معجزه‌ای که بعضی‌ها فکر می‌کردند روی خواهد  داد، باور بیاوریم، تنها شلوغ‌بازی‌های دنیای مجازی بود و بس.

یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت و آن این‌که جنبش سبز _ و یا بهتر است بگوییم سران جنبش سبز_ آنقدر محدود هستند که نتوانند هیچ کدام از انتظارات مردم ایران را بر آورده سازند. آنان هنوز باور نکرده‌اند که معترضان تنها مردم تهران و چند شهر اطراف نیستند. و به گمان من نمی‌خواهند باور کنند. چرا که قدرت اداره کردن جنبشی که دربرگیرنده‌ی خواسته‌های تمام مردم ایران باشد را ندارند. سران جنبش سبز در برابر تمامی اعدام‌های کردستان و خوزستان و ... ساکت می‌مانند، اما بعد از آن‌که صدها نهاد داخلی و بین‌المللی و هزاران شخصیت حقیقی و حقوقی در برابر دو اعدام اخیر بازداشت شدگان عاشورا سر به اعتراض بر می‌آوردند، آنان در بیانیه‌ای کوتاه چنین ذکر می‌کنند که: "در عملی کردن دو اعدام اخیر بسیار تعجیل شده است و این محاکمه قابل قبول نیست." و این موضع از نظر من به عنوان یک کرد چیزی جز یک شوخی احمقانه نیست. چرا که سران جنبش سبز حتی در خواب هم جرات فکر کردن به خط قرمز کردستان را ندارند. چرا که آنان در نهایت فقر فکری‌شان می‌دانند که اگر مردم کردستان به جنبش سبز بپیوندد به این زودی‌ها از پای نخواهد نشست و بر خلاف اغلب اوقات خرد جمعی کردها به عنوان وزنه‌ی بسیار سنگین و مداوم اعتراضات و اعدام‌ها و حق‌کشی‌های ایران، این بار بهترین راه را انتخاب کرد و به جنبش سبز نپیوست. با وجود این‌که چندی از اپوزیسیون‌های کرد این اواخر بسیار مایل بودند که کاری کنند تا کردها به جنبش سبز بپیوندند تا مبادا در روز بیست و دو بهمن اتفاقی بیفتد و آنان دیر کرده باشند.

سران جنبش سبز این واقعیت را نباید نادیده بگیرند که بدون پشتوانه‌ی تمام خلق‌های ایران هیچ کاری از پیش نخواهند برد. و روزی که خط قرمز کردستان برای جنبش سبز در هم شکسته شد، من به عنوان یک کرد می‌توانم باور کنم که در ایران اتفاقی خواهد افتاد.

پ.ن: دیشب برای جنبش سبز خبر رسانی کردم و تا صبح نخوابیدم. اما مدام به آن روز فکر می‌کردم که به سایت‌ها و رسانه‌های فارسی زبان ایران و خارج التماس می‌کردیم که در برابر اعدام‌های کردستان ساکت نمانند و ککشان هم نمی‌گزید...

/ 2 نظر / 10 بازدید
ایوب

کاک ئه نوه ر گیان سلاو و ماندو نه بون و ده ست خوشی بو ئه و بوچونه جوانه ت ئاراسته ده که م. به راستی ده مهه ویست شتیکی له و چه شنه بنوسم به لام که ئه و نوسراوه ی توم خوینده وه پیم وابو ته واوی ئه و هه سته ی له دلی منیش دابو درکاوه و جگه له داخیکی گه وره هیچ شتیکی که مان بو کوتن پی نامینی و هیوای منیش ئه وه یه میلله تی کورد و سه رانی کورد ئه م جار وریا بنه وه و هه تا هه تایه فریوی کایه و ره نگ گورینه کانی رژیمی جمهوری ئیسلامی نه خون. به راستی هه تا کورد به ساده گی برواته پیشی ده بی هه ر له بن ده ستی ده وله تانی داگیر که ر دا بیت. منیش خوشحالم که خه لکی کورد خویان تیکه لی ئه و کایه سیاسیه نه کرد. به ئاواتی ئازادی بو میلله تی کورد و ته واوی نه ته واکانی تر له دونیا دا. دیسان زور سپاس

soheil

چ چرت نگو. شما کردها فقط بلدین ساز مخالف بزنین