گم شدن بخش بزرگی از تمامی سفرهاست!

بختيار علی (رمان نويس و جامعه شناس کرد)

 

دور ... دور... دوووور...!

از دور چه زيبا می نمودی٬

چه خوب!

کاش می توانستم از دور بخواهمت.

پ.ن: تا حالا شده ساعت ها پشت سر هم و بی وقفه گريه کنيد. برای کسی که بايد می بود و نيست٬ کسی کا ناجوانمردانه سوخت؟! سوخت اما نه بدان گونه که شما فکر می کنيد. سوختنی به سان سوختن٬‌ از همان هايی که دود سبز بلند از خود دارد و بوی گوشت تن آدمی. تا به حال بوی سوختن گوشت زن استشمام کرده ايد؟!

پ.ن: بنده نيز زين پس کامنت ها را پاسخگو خواهم بود... همين!

 

 

  
نویسنده : انور حسن پور ; ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸٥
تگ ها :