اتمام حجت

پ.ن۱:

آرزوهای بهار امسالم را بر چوبه ی دار پاییز آویختی!...

ولی خب! یادم رفته بود بگویم ماها نمی تونیم تصمیم بگیریم٬ همیشه ما را وادار به گرفتن یا نگرفتن تصمیم کرده اند. فکر کن!...

این بار به نام تو گرفتم فال را٬‌ آمد:

قدح پر کن که من در دولت عشق           جوانبخت جهانم گرچه پیرم!

پ.ن۲:

کتاب چاپ شد. تو این گرونی بنزین و گازوئیل که هر بشکه گازوئیل ۷۰ تومن فروش می ره٬‌ بهتر بود می رفتم دنبال قاچاق گازوئیل... این که پایین گذاشتم عکس جلدشه (جهالت/میلان کوندرا)

پ.ن۳: با عرض معذرت از زیبای عزیز که علی رغم زحمات فراوانش برای طراحی جلد و طرح جلد زیبا و بی نظیرش این آقای ناشر! همان جلدی را برای کتاب انتخاب کردند که خودشان می خواستند.

جهالت/میلان کوندرا/ترجمه انور حسن پور

  
نویسنده : انور حسن پور ; ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :